خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و دوری از معشوق سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که تنها بودن در صورتی خوشایند است که معشوق همراه باشد و از رنج دوری و حضور رقیب در حریم وصال شکایت دارد. شاعر همچنین به زیبایی و ارزش معشوق اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که عشق او عمیق و پایدار است.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم شعری کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر چالش‌برانگیز باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۶۰ - خوش است خلوت اگر یار یار من باشد

خوش است خلوت اگر یار یار من باشد
نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد ۱

من آن نگین سلیمان به هیچ نستانم
که گاه گاه بر او دست اهرمن باشد ۲

روا مدار خدایا که در حریم وصال
رقیب محرم و حرمان نصیب من باشد ۳

همای گو مفکن سایه ی شرف هرگز
در آن دیار که طوطی کم از زغن باشد ۴

بیان شوق چه حاجت که سوز آتش دل
توان شناخت ز سوزی که در سخن باشد ۵

هوای کوی تو از سر نمی‌رود آری
غریب را دل سرگشته با وطن باشد ۶

به سان سوسن اگر ده زبان شود حافظ
چو غنچه پیش تواش مهر بر دهن باشد ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۹ - نقد صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد
گوهر بعدی:غزل ۱۶۱ - کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.