خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری از حافظ است که در آن شاعر از مستی و عشق، طبیعت و زیباییهای آن، و امید به بهبود حال دل سخن میگوید. او از ساقی و باده، گلها و نسیم صبحگاهی، و امید به بهبود حال دل با کرشمههای ساقی یاد میکند. همچنین، شاعر به پیر مغان و وعدههای او اشاره میکند و از فلک میخواهد که به درگاه دولت التجا کند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۱۴۵ - چه مستیست ندانم که رو به ما آورد
چه مستیست ندانم که رو به ما آورد
که بود ساقی و این باده از کجا آورد ۱
تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر
که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد ۲
دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن
که باد صبح نسیم گره گشا آورد ۳
رسیدن گل و نسرین به خیر و خوبی باد
بنفشه شاد و کش آمد سمن صفا آورد ۴
صبا به خوش خبری هدهد سلیمان است
که مژده طرب از گلشن سبا آورد ۵
علاج ضعف دل ما کرشمه ساقیست
برآر سر که طبیب آمد و دوا آورد ۶
مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ
چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد ۷
به تنگ چشمی آن ترک لشکری نازم
که حمله بر من درویش یک قبا آورد ۸
فلک غلامی حافظ کنون به طوع کند
که التجا به در دولت شما آورد ۹
که بود ساقی و این باده از کجا آورد ۱
تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر
که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد ۲
دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن
که باد صبح نسیم گره گشا آورد ۳
رسیدن گل و نسرین به خیر و خوبی باد
بنفشه شاد و کش آمد سمن صفا آورد ۴
صبا به خوش خبری هدهد سلیمان است
که مژده طرب از گلشن سبا آورد ۵
علاج ضعف دل ما کرشمه ساقیست
برآر سر که طبیب آمد و دوا آورد ۶
مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ
چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد ۷
به تنگ چشمی آن ترک لشکری نازم
که حمله بر من درویش یک قبا آورد ۸
فلک غلامی حافظ کنون به طوع کند
که التجا به در دولت شما آورد ۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۴ - به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد
گوهر بعدی:غزل ۱۴۶ - صبا وقت سحر بویی ز زلف یار میآورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.