خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از زبان حافظ بیان شده و در آن از مفاهیمی مانند عشق، رنج، امید و ناامیدی صحبت میشود. شاعر از تجربیات شخصی خود مانند عشق نافرجام، ناامیدی از دنیا و امید به کمک الهی سخن میگوید. همچنین، از عناصر طبیعت مانند بلبل، گل، باد و سیل برای بیان احساسات خود استفاده کرده است.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد تا بتواند به درستی درک شود.
غزل ۱۳۴ - بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد
بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد
باد غیرت به صدش خار پریشان دل کرد ۱
طوطی ای را به خیال شکری دل خوش بود
ناگهش سیل فنا نقش امل باطل کرد ۲
قرة العین من آن میوه دل یادش باد
که چه آسان بشد و کار مرا مشکل کرد ۳
ساروان بار من افتاد خدا را مددی
که امید کرمم همره این محمل کرد ۴
روی خاکی و نم چشم مرا خوار مدار
چرخ فیروزه طربخانه از این کهگل کرد ۵
آه و فریاد که از چشم حسود مه چرخ
در لحد ماه کمان ابروی من منزل کرد ۶
نزدی شاه رخ و فوت شد امکان حافظ
چه کنم بازی ایام مرا غافل کرد ۷
باد غیرت به صدش خار پریشان دل کرد ۱
طوطی ای را به خیال شکری دل خوش بود
ناگهش سیل فنا نقش امل باطل کرد ۲
قرة العین من آن میوه دل یادش باد
که چه آسان بشد و کار مرا مشکل کرد ۳
ساروان بار من افتاد خدا را مددی
که امید کرمم همره این محمل کرد ۴
روی خاکی و نم چشم مرا خوار مدار
چرخ فیروزه طربخانه از این کهگل کرد ۵
آه و فریاد که از چشم حسود مه چرخ
در لحد ماه کمان ابروی من منزل کرد ۶
نزدی شاه رخ و فوت شد امکان حافظ
چه کنم بازی ایام مرا غافل کرد ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۳ - صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد
گوهر بعدی:غزل ۱۳۵ - چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.