خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، بیانگر احساسات عاشقانه و عرفانی است. شاعر از عشق به معشوق و تأثیرات آن بر دل خود سخن می‌گوید. او از رنج‌ها و دردهای عشق و همچنین از وفاداری و خیرخواهی معشوق یاد می‌کند. در نهایت، شاعر به توبه از زهد و ریا اشاره می‌کند و از نسیم صبحگاهی که درد شب‌نشینان را تسکین می‌دهد، قدردانی می‌کند.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند توبه از زهد و ریا نیاز به تجربه و درک بیشتری از زندگی و فلسفه دارد.

مشاهده کامل

غزل ۱۳۰ - سحر بلبل حکایت با صبا کرد

سحر بلبل حکایت با صبا کرد
که عشق روی گل با ما چه‌ها کرد ۱

از آن رنگ رخم خون در دل افتاد
وز آن گلشن به خارم مبتلا کرد ۲

غلام همت آن نازنینم
که کار خیر بی روی و ریا کرد ۳

من از بیگانگان هرگز ننالم
که با من هر چه کرد آن آشنا کرد ۴

گر از سلطان طمع کردم خطا بود
ور از دلبر وفا جستم جفا کرد ۵

خوشش باد آن نسیم صبحگاهی
که درد شب نشینان را دوا کرد ۶

نقاب گل کشید و زلف سنبل
گره بند قبای غنچه وا کرد ۷

به هر سو بلبل عاشق در افغان
تنعم در میان باد صبا کرد ۸

بشارت بر به کوی می فروشان
که حافظ توبه از زهد و ریا کرد ۹

وفا از خواجگان شهر با من
کمال دولت و دین بوالوفا کرد ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۹ - اگر نه باده ی غم دل ز یاد ما ببرد
گوهر بعدی:غزل ۱۳۱ - بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.