این شعر از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، بیانگر مفاهیم عرفانی و عشق الهی است. شاعر در این شعر از مفاهیمی مانند عشق، خرابات، باده، و عبادت سخن میگوید و بر این نکته تأکید میکند که عشق حقیقی و عبادت واقعی در گرو شناخت و تجربهی عمیق است. او همچنین به نقد ظاهرگرایی و ریاکاری در دین میپردازد و توصیه میکند که حدیث عشق را از شاعران و عارفان بشنویم، نه از واعظان.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم عرفانی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند نقد ریاکاری و ظاهرگرایی ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
غزل ۱۳۱ - بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد
هلال عید به دور قدح اشارت کرد ۱
ثواب روزه و حج قبول آن کس برد
که خاک میکده ی عشق را زیارت کرد ۲
مقام اصلی ما گوشه ی خرابات است
خداش خیر دهاد آن که این عمارت کرد ۳
بهای باده چون لعل چیست جوهر عقل
بیا که سود کسی برد کاین تجارت کرد ۴
نماز در خم آن ابروان محرابی
کسی کند که به خون جگر طهارت کرد ۵
فغان که نرگس جماش شیخ شهر امروز
نظر به دردکشان از سر حقارت کرد ۶
به روی یار نظر کن ز دیده منت دار
که کار دیده نظر از سر بصارت کرد ۷
حدیث عشق ز حافظ شنو نه از واعظ
اگر چه صنعت بسیار در عبارت کرد ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.