خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق و جهان است. او از زیبایی معشوق، ناامیدی از عشق، و ارزش قناعت سخن می‌گوید. همچنین، شاعر به ناپایداری دنیا و رنج‌های عشق اشاره می‌کند و از فراق معشوق شکوه می‌کند.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و فراق ممکن است برای سنین پایین‌تر سنگین و نامناسب باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۱۲ - آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد

آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد
صبر و آرام تواند به من مسکین داد ۱

وان که گیسوی تو را رسم تطاول آموخت
هم تواند کرمش داد من غمگین داد ۲

من همان روز ز فرهاد طمع ببریدم
که عنان دل شیدا به لب شیرین داد ۳

گنج زر گر نبود کنج قناعت باقیست
آن که آن داد به شاهان به گدایان این داد ۴

خوش عروسیست جهان از ره صورت لیکن
هر که پیوست بدو عمر خودش کاوین داد ۵

بعد از این دست من و دامن سرو و لب جوی
خاصه اکنون که صبا مژده ی فروردین داد ۶

در کف غصه ی دوران دل حافظ خون شد
از فراق رخت ای خواجه قوام الدین داد ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۱ - عکس روی تو چو در آینه جام افتاد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۳ - بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.