خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از بیتوجهی معشوق خود شکایت میکند و بیان میکند که با وجود ارسال نامههای فراوان، پاسخی دریافت نکرده است. او از این بیمهری ناراحت است و احساس میکند که معشوق از وضعیت او آگاه است اما عمداً هیچ واکنشی نشان نمیدهد. شاعر همچنین به این موضوع اشاره میکند که با وجود ادعاهایش درباره کرامات و مقامات، هیچ پیشرفتی در رابطهاش با معشوق نداشته است.
این متن حاوی مفاهیم عاطفی و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۱۰۹ - دیر است که دلدار پیامی نفرستاد
دیر است که دلدار پیامی نفرستاد
ننوشت کلامی و سلامی نفرستاد ۱
صد نامه فرستادم و آن شاه سواران
پیکی ندوانید و پیامی نفرستاد ۲
سوی من وحشی صفت عقل رمیده
آهوروشی کبک خرامی نفرستاد ۳
دانست که خواهد شدنم مرغ دل از دست
وز آن خط چون سلسله دامی نفرستاد ۴
فریاد که آن ساقی شکرلب سرمست
دانست که مخمورم و جامی نفرستاد ۵
چندان که زدم لاف کرامات و مقامات
هیچم خبر از هیچ مقامی نفرستاد ۶
حافظ به ادب باش که واخواست نباشد
گر شاه پیامی به غلامی نفرستاد ۷
ننوشت کلامی و سلامی نفرستاد ۱
صد نامه فرستادم و آن شاه سواران
پیکی ندوانید و پیامی نفرستاد ۲
سوی من وحشی صفت عقل رمیده
آهوروشی کبک خرامی نفرستاد ۳
دانست که خواهد شدنم مرغ دل از دست
وز آن خط چون سلسله دامی نفرستاد ۴
فریاد که آن ساقی شکرلب سرمست
دانست که مخمورم و جامی نفرستاد ۵
چندان که زدم لاف کرامات و مقامات
هیچم خبر از هیچ مقامی نفرستاد ۶
حافظ به ادب باش که واخواست نباشد
گر شاه پیامی به غلامی نفرستاد ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۸ - خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۰ - پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.