خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و فراق یار خود سخن می‌گوید و احساسات خود را نسبت به دوری از معشوق بیان می‌کند. او از باد به عنوان نمادی از پیام‌رسان و همراه خود یاد می‌کند و آرزو می‌کند که دلش نیز مانند باد آزاد باشد. شاعر از یادآوری خاطرات گذشته و تأثیر آن بر روح و روان خود می‌گوید و از خداوند طلب خوشحالی برای روان ناصح خود می‌کند. در پایان، شاعر از بهبودی خود پس از دوری از معشوق و بازگشت به زندگی با یاد او سخن می‌گوید.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۰۲ - دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد

دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد
من نیز دل به باد دهم هر چه باد باد ۱

کارم بدان رسید که همراز خود کنم
هر شام برق لامع و هر بامداد باد ۲

در چین طره ی تو دل بی حفاظ من
هرگز نگفت مسکن مالوف یاد باد ۳

امروز قدر پند عزیزان شناختم
یا رب روان ناصح ما از تو شاد باد ۴

خون شد دلم به یاد تو هر گه که در چمن
بند قبای غنچه گل می‌گشاد باد ۵

از دست رفته بود وجود ضعیف من
صبحم به بوی وصل تو جان بازداد باد ۶

حافظ نهاد نیک تو کامت برآورد
جان‌ها فدای مردم نیکونهاد باد ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۰۱ - شراب و عیش نهان چیست کار بی‌بنیاد
گوهر بعدی:غزل ۱۰۳ - روز وصل دوستداران یاد باد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.