خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از حافظ، بیانگر درد و رنج عاشقانه و ناامیدی از یاری و حمایت است. شاعر از بی‌وفایی و بی‌عنایتی مخدوم و دنیا شکایت می‌کند و از عشق و رنج‌های آن سخن می‌گوید. او از بی‌پایانی راه عشق و سختی‌های آن می‌نالد و در نهایت، به امید رحمت و هدایت الهی پناه می‌برد.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و شکایت ممکن است برای سنین پایین‌تر سنگین و نامناسب باشد.

مشاهده کامل

غزل ۹۴ - زان یار دلنوازم شکریست با شکایت

زان یارِ دل‌نوازم، شُکری است با شکایت
گر نکته‌دانِ عشقی، بشنو تو این حکایت ۱

بی‌مزد بود و مِنَّت، هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را، مخدومِ بی‌عنایت ۲

رندانِ تشنه‌لب را، آبی نمی‌دهد کس
گویی ولی‌شناسان، رفتند از این ولایت ۳

در زلفِ چون کمندش، ای دل مپیچ کآن جا
سرها بریده بینی، بی‌جرم و بی‌جنایت ۴

چشمت به غمزه ما را، خون خورد و می‌پسندی
جانا روا نباشد، خون‌ریز را حمایت ۵

در این شبِ سیاهم، گم گشت راهِ مقصود
از گوشه‌ای برون آی، ای کوکبِ هدایت ۶

از هر طرف که رفتم، جز وحشتم نَیَفزود
زِنهار از این بیابان، وین راهِ بی‌نهایت ۷

ای آفتابِ خوبان، می‌جوشد اندرونم
یک ساعتم بِگُنجان، در سایهٔ عنایت ۸

این راه را نهایت، صورت کجا توان بست؟
کِش صد هزار منزل، بیش است در بِدایت ۹

هر چند بردی آبم روی از درت نتابم
جور از حبیب خوش‌تر، کز مُدَّعی رعایت ۱۰

عشقت رِسَد به فریاد، ار خود به سانِ حافظ
قرآن ز بَر بخوانی، در چاردَه روایت ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۳ - چه لطف بود که ناگاه رشحه ی قلمت
گوهر بعدی:غزل ۹۵ - مدامم مست می‌دارد نسیم جعد گیسویت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.