خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از لطف و کرم شخصی که به او نامه نوشته و حقوق خدمتش را ادا کرده، تشکر می‌کند. شاعر از این که نامه‌ی او را به یاد آورده و سلامش را ثبت کرده، قدردانی می‌کند و از خدا می‌خواهد که این لطف و کرم همیشه پابرجا بماند. او همچنین از عشق و وفاداری خود به این شخص سخن می‌گوید و آرزو می‌کند که حالش به گوش او برسد. در پایان، شاعر از شخص مورد نظر می‌خواهد که به او توجه کند و از لطفش بهره‌مندش سازد.

این متن به دلیل استفاده از زبان و مفاهیم شعری کلاسیک فارسی و همچنین مفاهیم عمیق عاطفی و معنوی، برای مخاطبانی مناسب است که توانایی درک و تحلیل متون ادبی پیچیده را دارند. این سطح از درک معمولاً از سن 16 سالگی به بعد در افراد شکل می‌گیرد.

مشاهده کامل

غزل ۹۳ - چه لطف بود که ناگاه رشحه ی قلمت

چه لطف بود که ناگاه رَشحِهٔ قَلَمَت
حقوقِ خدمتِ ما عرضه کرد بر کرمت ۱

به نوکِ خامه رقم کرده‌ای سلامِ مرا
که کارخانهٔ دوران مباد بی رَقَمَت ۲

نگویم از منِ بی‌دل به سهو کردی یاد
که در حسابِ خرد نیست سهو بر قَلَمَت ۳

مرا ذلیل مگردان به شکرِ این نعمت
که داشت دولتِ سرمد عزیز و محترمت ۴

بیا که با سرِ زلفت قرار خواهم کرد
که گر سَرَم برود برندارم از قدمت ۵

ز حالِ ما دلت آگه شود مگر وقتی
که لاله بردمد از خاکِ کشتگانِ غمت ۶

روانِ تشنهٔ ما را به جرعه‌ای دریاب
چو می‌دهند زُلالِ خِضِر ز جامِ جَمَت ۷

همیشه وقتِ تو ای عیسیِ صبا خوش باد
که جانِ حافظِ دلخسته زنده شد به دَمَت ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۲ - میر من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت
گوهر بعدی:غزل ۹۴ - زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.