این شعر از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، بیانگر عشق و ارادت شاعر به دوست (معشوق یا خدا) است. شاعر از رسیدن پیامهایی از سوی دوست و تأثیر آن بر روح و جان خود سخن میگوید. او از جلال و جمال دوست، آرامش و عزت ناشی از این رابطه، و بیتوجهی به دشمنان و مشکلات دنیوی سخن میگوید. شاعر در نهایت، خود را در آستانه عشق و نیاز به دوست میبیند و از خواب خوشی که در آغوش دوست خواهد داشت، سخن میگوید.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق الهی و عرفان ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۶۰ - آن پیک نامور که رسید از دیار دوست
آورد حِرزِ جان ز خطِ مُشکبارِ دوست ۱
خوش میدهد نشانِ جلال و جمالِ یار
خوش میکند حکایتِ عِزّ و وقارِ دوست ۲
دل دادمش به مژده و خِجلَت همیبرم
زین نقدِ قلبِ خویش که کردم نثارِ دوست ۳
شکرِ خدا که از مددِ بختِ کارساز
بر حسبِ آرزوست همه کار و بارِ دوست ۴
سیرِ سپهر و دورِ قمر را چه اختیار؟
در گردشند بر حَسَبِ اختیار دوست ۵
گر بادِ فتنه هر دو جهان را به هم زند
ما و چراغِ چَشم و رهِ انتظارِ دوست ۶
کُحلُ الجَواهری به من آر ای نسیمِ صبح
زان خاکِ نیکبخت که شد رهگذارِ دوست ۷
ماییم و آستانهٔ عشق و سرِ نیاز
تا خوابِ خوش که را بَرَد اندر کنارِ دوست ۸
دشمن به قصدِ حافظ اگر دم زند چه باک؟
مِنَّت خدای را که نیَم شرمسارِ دوست ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
با سلام و احترام.
در برخی نسخهها شروع غزل {آن پیک} است و در برخی نسخهها {این پیک}. خوانش بنده براساس نسخه مصصح جناب سایه است.