هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و ارادت به معشوق (که می‌تواند معشوق زمینی یا الهی باشد) سخن می‌گوید. او از زیبایی و جذابیت معشوق و تأثیر آن بر خود و طبیعت اطراف صحبت می‌کند. شاعر همچنین از ناتوانی زبان در بیان احساسات خود و از عشق عمیق و جاودانه‌اش می‌گوید.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی پیچیده، فهم آن را برای سنین پایین‌تر دشوار می‌کند.

غزل ۵۸ - سر ارادت ما و آستان حضرت دوست

سرِ ارادتِ ما و آستانِ حضرت دوست
که هر چه بر سرِ ما می‌رود ارادتِ اوست ۱

نظیرِ دوست ندیدم، اگر چه از مَه و مِهر
نهادم آینه‌ها در مقابلِ رخِ دوست ۲

صبا ز حالِ دلِ تنگِ ما چه شرح دهد؟
که چون شِکَنجِ ورق‌هایِ غنچه تو بر توست ۳

نه من سَبوکش این دیرِ رندسوزم و بس
بسا سَرا که در این کارخانه سنگ و سبوست ۴

مگر تو شانه زدی زلفِ عنبرافشان را؟
که بادْ غالیه‌سا گشت و خاکْ عنبربوست ۵

نثارِ رویِ تو هر برگِ گل که در چمن است
فدای قَدِّ تو هر سروبُن که بر لبِ جوست ۶

زبانِ ناطقه در وصفِ شوق نالان است
چه جای کِلکِ بریده‌زبانِ بیهُده‌گوست؟ ۷

رخِ تو در دلم آمد مراد خواهم یافت
چرا که حالِ نکو در قَفایِ فالِ نکوست ۸

نه این زمان دلِ حافظ در آتشِ هوس است
که داغدار ازل همچو لالهٔ خودروست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۷۶۱
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۷ - آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست
گوهر بعدی:غزل ۵۹ - دارم امید عاطفتی از جناب دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.