خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری از حافظ است که در آن عشق، معرفت، و ارزشهای معنوی مورد تأکید قرار گرفته است. شاعر از عشق به عنوان تنها امر باقی و پایدار در مقابل فناپذیری دنیا یاد میکند و به اهمیت درک عمیق و نه سطحی از مفاهیم اشاره دارد. همچنین، شاعر به نقش تربیت و تأثیر آن در شکلگیری شخصیت و درک انسان از جهان اشاره میکند.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که برای درک و تحلیل نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۴۸ - صوفی از پرتو می راز نهانی دانست

صوفی از پرتو مِی رازِ نهانی دانست
گوهرِ هر کس از این لعل، توانی دانست ۱

قدر مجموعهٔ گل، مرغِ سَحَر داند و بس
که نه هر کو ورقی خواند، معانی دانست ۲

عرضه کردم دو جهان بر دلِ کاراُفتاده
به جز از عشقِ تو باقی همه فانی دانست ۳

آن شد اکنون که ز اَبنایِ عَوام اندیشم
مُحتَسِب نیز در این عیشِ نهانی دانست ۴

دل‌بر، آسایش ما مَصلحتِ وقت ندید
ور نه از جانبِ ما دل‌نگرانی دانست ۵

سنگ و گِل را کُنَد از یُمنِ نظر لعل و عقیق
هر که قَدرِ نفسِ بادِ یمانی دانست ۶

ای که از دفترِ عقل، آیت عشق آموزی
ترسم این نکته به تَحقیق ندانی دانست ۷

مِی بیاور که ننازد به گلِ باغِ جهان
هر که غارت‌گریِ بادِ خزانی دانست ۸

حافظ این گوهرِ مَنظوم که از طَبع اَنگیخت
زَ اثرِ تربیتِ آصِفِ ثانی دانست ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۷ - به کوی میکده هر سالکی که ره دانست
گوهر بعدی:غزل ۴۹ - روضهٔ خُلدِ برین خلوتِ درویشان است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.