هوش مصنوعی:
این متن شعری از حافظ است که در آن به مفاهیمی مانند رندی، عشق، عرفان، و فلسفه زندگی اشاره شده است. شاعر از میکده و می به عنوان نمادهایی برای درک اسرار عالم و رموز زندگی استفاده میکند. او بر این باور است که تنها کسانی که از ظواهر فراتر میروند و به باطن امور پی میبرند، میتوانند به حقیقت دست یابند. همچنین، شاعر به نقد برخی از باورهای رایج و طریقتهای ظاهری میپردازد و عقل و گناه را در کنار هم قرار میدهد.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۷ - به کوی میکده هر سالکی که ره دانست
به کویِ میکده هر سالِکی که رَه دانست
دری دگر زدن اندیشهٔ تَبَه دانست ۱
زمانه افسر رندی نداد جز به کسی
که سرفرازیِ عالَم در این کُلَه دانست ۲
بر آستانهٔ میخانه هر که یافت رَهی
ز فیضِ جامِ مِی اَسرار خانقَه دانست ۳
هر آن که رازِ دو عالم ز خطِ ساغَر خواند
رُموزِ جامِ جم از نقشِ خاکِ ره دانست ۴
ورایِ طاعتِ دیوانگان ز ما مَطَلَب
که شیخِ مذهبِ ما عاقلی گُنَه دانست ۵
دلم ز نرگسِ ساقی اَمان نخواست به جان
چرا که شیوهٔ آن تُرکِ دل سیه دانست ۶
ز جورِ کوکبِ طالع، سَحَرگَهان چشمم
چنان گریست که ناهید دید و مَه دانست ۷
حدیثِ حافظ و ساغر که میزند پنهان
چه جایِ محتسب و شِحنه، پادشَه دانست ۸
بلندمرتبه شاهی که نُه رِواقِ سِپِهر
نمونهای ز خَمِ طاقِ بارگَه دانست ۹
دری دگر زدن اندیشهٔ تَبَه دانست ۱
زمانه افسر رندی نداد جز به کسی
که سرفرازیِ عالَم در این کُلَه دانست ۲
بر آستانهٔ میخانه هر که یافت رَهی
ز فیضِ جامِ مِی اَسرار خانقَه دانست ۳
هر آن که رازِ دو عالم ز خطِ ساغَر خواند
رُموزِ جامِ جم از نقشِ خاکِ ره دانست ۴
ورایِ طاعتِ دیوانگان ز ما مَطَلَب
که شیخِ مذهبِ ما عاقلی گُنَه دانست ۵
دلم ز نرگسِ ساقی اَمان نخواست به جان
چرا که شیوهٔ آن تُرکِ دل سیه دانست ۶
ز جورِ کوکبِ طالع، سَحَرگَهان چشمم
چنان گریست که ناهید دید و مَه دانست ۷
حدیثِ حافظ و ساغر که میزند پنهان
چه جایِ محتسب و شِحنه، پادشَه دانست ۸
بلندمرتبه شاهی که نُه رِواقِ سِپِهر
نمونهای ز خَمِ طاقِ بارگَه دانست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۷۳۰
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۶ - گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
گوهر بعدی:غزل ۴۸ - صوفی از پرتو می راز نهانی دانست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.