خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

شاعر در این متن از عشق، شراب، و زیبایی معشوق سخن می‌گوید. او از لذت‌های زندگی مانند موسیقی، شراب، و حضور معشوق در جمع لذت می‌برد و خود را غلام چنین روزهایی می‌داند. شاعر همچنین به عشق و عرفان اشاره می‌کند و بیان می‌کند که بدون حضور معشوق، حتی چیزهای حلال نیز برایش حرام است.

این متن شامل مفاهیمی مانند شراب و عشق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم عرفانی و فلسفی موجود در متن ممکن است برای سنین پایین‌تر قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۴۶ - گل در بر و می در کف و معشوق به کام است

گُل در بَر و مِی در کَف و معشوق به کام است
سلطانِ جهانم به چُنین روز، غلام است ۱

گو شمع میارید در این جمع که امشب
در مجلسِ ما، ماهِ رخِ دوست، تمام است ۲

در مذهبِ ما، باده، حلال است ولیکن
بی‌رویِ تو ای سَروِ گُل‌اندام، حرام است ۳

گوشم همه بر قولِ نی و نغمهٔ چنگ است
چشمم، همه، بر لعلِ لب و گَردشِ جام است ۴

در مجلسِ ما، عِطر میامیز که ما را
هر لحظه، زِ گیسو‌یِ تو، خوش‌بوی مشام است ۵

از چاشنیِ قند مگو هیچ و زِ شِکَّر
زآن رو که مرا از لبِ شیرینِ تو، کام است ۶

تا گنجِ غمت در دِلِ ویرانه‌، مقیم است
همواره مرا کویِ خرابات، مقام است ۷

از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است؟
وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است؟ ۸

مِی‌خواره و سرگشته و رندیم و نظرباز
وآن کس که چو ما نیست در این شهر، کدام است؟ ۹

با محتسبم، عیب مگویید که او نیز
پیوسته، چو ما در طلبِ عیشِ مدام است ۱۰

حافظ! منشین بی‌مِی و معشوق، زمانی
کایَّامِ گُل و یاسمن و عیدِ صیام است ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۵ - در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است
گوهر بعدی:غزل ۴۷ - به کوی میکده هر سالکی که ره دانست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.