هوش مصنوعی: این متن شعری از حافظ است که به بیان ناپایداری دنیا، بی‌ثباتی زندگی و تأثیر ستارگان بر سرنوشت انسان می‌پردازد. شاعر از بی‌عملی علما و ناامیدی از وصال معشوق نیز سخن می‌گوید و در نهایت، مستی از باده ازلی را توصیف می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۴۵ - در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است

در این زمانه، رفیقی که خالی از خَلَل است
صُراحیِ مِیِ ناب و سَفینهٔ غزل است ۱

جَریده رُو که گُذَرگاهِ عافیت، تَنْگ است
پیاله گیر که عُمرِ عزیز، بی‌بَدَل است ۲

نه من ز بی‌عَمَلی، در جهان، مَلولَم و بَس
مَلالَتِ عُلما هم ز عِلْمِ بی‌عَمَل است ۳

به چَشْمِ عَقْل در این رَهْگُذارِ پُرآشوب
جهان و کارِ جهان، بی‌ثُبات و بی‌مَحَل است ۴

بگیر طُرِّهٔ مه‌چهره‌ای و قِصِّه مَخوان
که سَعْد و نَحْس ز تأثیرِ زُهْرِه و زُحَل است ۵

دلم، امیدِ فراوان به وَصْلِ رویِ تو داشت
ولی اَجَل به رَهِ عمر، رَهْزَنِ اَمَل است ۶

به هیچ دور نخواهند یافت هُشیارش
چُنین که «حافظِ» ما، مَسْتِ بادهٔ اَزَل است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۸۸۴
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۴ - کنون که بر کف گل جام باده صاف است
گوهر بعدی:غزل ۴۶ - گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.