خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری از حافظ است که در آن شاعر از لذت نوشیدن شراب و دوری از بحث‌های خشک مدرسه و فقه سخن می‌گوید. او به جای این‌ها، به طبیعت و شعر روی می‌آورد و از مدعیان و همکاران بی‌مایه انتقاد می‌کند. حافظ در این شعر به زیبایی و لطافت زندگی و دوری از دنیای پر از ریا و تظاهر اشاره می‌کند.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادهای اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و مفاهیم مرتبط با آن ممکن است برای سنین پایین‌تر مناسب نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۴۴ - کنون که بر کف گل جام باده صاف است

کُنون که بر کفِ گُل، جامِ بادهٔ صاف است
به صد هزار زبان، بلبلش در اوصاف است ۱

بخواه دَفْتَرِ اَشعار و راهِ صَحرا گیر
چه وَقْتِ مدرسه و بَحْثِ کَشْفِ کَشّاف است؟ ۲

فقیهِ مدرسه، دی، مَسْت بود و فَتوی داد
که مِی، حَرام ولی بِهْ ز مالِ اوقاف است ۳

به دُرد و صاف، تو را حُکْم نیست خوش دَرکَش
که هرچه ساقیِ ما کَرْد عِیْنِ اَلطاف است ۴

بِبُر ز خَلق و چو عَنقا، قیاسِ کار بگیر
که صیتِ گوشه‌نشینان، زِ قاف تا قاف است ۵

حَدیثِ مُدّعیان و خیالِ همکاران
همان حکایتِ زَردوز و بوریاباف است ۶

خموش «حافظ» و این نکته‌هایِ چونِ زَرِ سُرخ
نگاه دار که قَلّابِ شهر، صَرّاف است ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۳ - صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است
گوهر بعدی:غزل ۴۵ - در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.