خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، بیانگر عشق و نیاز به معشوق و ارتباط عمیق عرفانی با خداوند است. شاعر از مستی و جذبه‌های عشق الهی سخن می‌گوید و رازهای خود را تنها با معشوق (خداوند) در میان می‌گذارد. او از زیبایی معشوق و نیاز خود به او سخن می‌گوید و نمادهایی مانند کعبه و قبله را برای توصیف این عشق به کار می‌برد.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عشق الهی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۴۰ - المنة لله که در میکده باز است

اَلْمِنَّةُ لِلَّه که درِ میکده، باز است
زان رو که مرا بر در او، رویِ نیاز است ۱

خُم‌ها، همه در جوش و خُروش‌اند ز مَسْتی
وان می که در آن‌جاست، حقیقت، نه مَجاز است ۲

از وی، همه، مَسْتی و غُرور است و تَکَبُّر
وز ما همه بیچارگی و عَجْز و نیاز است ۳

رازی که بَرِ غیر نگفتیم و نگوییم
با دوست بگوییم که او مَحْرَمِ راز است ۴

شَرْحِ شِکَنِ زُلْفِ خَم اندر خَمِ جانان
کوتَه نَتَوان کرد که این قِصِّه، دراز است ۵

بارِ دِلِ مَجْنون و خَمِ طُرِّهٔ لیلی
رُخسارهٔ مَحمود و کَفِ پایِ اَیاز است ۶

بردوخته‌ام دیده چو باز از همه عالَم
تا دیدهٔ من بر رُخِ زیبایِ تو، باز است ۷

در کعبهٔ کویِ تو، هر آن‌کس که بیاید
از قبلهٔ ابرویِ تو در عِیْنِ نماز است ۸

ای مجلسیان، سوزِ دلِ «حافظِ» مسکین
از شمع بپرسید که در سوز و گداز است ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۹ - باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است
گوهر بعدی:غزل ۴۱ - اگر چه باده فرح بخش و باد گل‌بیز است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.