خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری از حافظ است که در آن شاعر از عشق و جدایی سخن می‌گوید. او از شراب و خیال معشوق صحبت می‌کند و بیان می‌کند که بدون معشوق، هر لذتی به عذاب تبدیل می‌شود. شاعر از غم و اندوه خود می‌گوید و اشاره می‌کند که دنیا سرابی بیش نیست و باید از آن گذشت. او همچنین از موسیقی و حالات روحی خود در این شرایط سخن می‌گوید.

این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند شراب و عشق ممکن است برای سنین پایین‌تر نامناسب یا نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۹ - ما را ز خیال تو چه پروای شراب است

ما را زِ خیالِ تو چه پروایِ شراب است؟
خُم گو سر خود گیر، که خُمخانه خراب است ۱

گر خَمر بهشت است بریزید که بی دوست
هر شَربَتِ عَذبَم که دهی، عینِ عذاب است ۲

افسوس که شُد دلبر و در دیدهٔ گریان
تحریرِ خیالِ خطِ او نقشِ بر آب است ۳

بیدار شو ای دیده که ایمن نتوان بود
زین سیلِ دمادم که در این منزلِ خواب است ۴

معشوق عیان می‌گذرد بر تو، ولیکن
اغیار همی‌بیند از آن بسته نقاب است ۵

گل بر رخِ رنگین تو تا لطفِ عرق دید
در آتشِ شوق از غمِ دل، غرقِ گلاب است ۶

سبز است در و دشت بیا تا نگذاریم
دست از سرِ آبی که جهان جمله سراب است ۷

در کُنجِ دِماغم مطلب جای نصیحت
کـ‌این گوشه پر از زمزمهٔ چنگ و رَباب است ۸

حافظ چه شد ار عاشق و رند است و نظرباز
بس طُورِ عجب لازمِ ایامِ شباب است ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۸ - به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست
گوهر بعدی:غزل ۳۰ - زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.