خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری از حافظ است که در آن شاعر از عشق، وفاداری، صبر و امید سخن می‌گوید. او از درد فراق و عشق نافرجام می‌نالد و از خداوند طلب یاری و لطف می‌کند. همچنین، شاعر به اهمیت صداقت و پرهیز از دروغ اشاره می‌کند و از عواقب ناشی از بی‌وفایی و نادیده گرفتن عشق حقیقی سخن می‌گوید.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و عشق نافرجام ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد یا نیاز به تفسیر داشته باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۸ - به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست

به جانِ خواجه و حقِ قدیم و عهدِ درست
که مونسِ دمِ صبحم، دعایِ دولتِ توست ۱

سِرِشک من که ز طوفان نوح دست بَرَد
ز لوح سینه نیارَست نقشِ مهرِ تو شُست ۲

بکن معامله‌ای، وین دل شکسته بخر
که با شکستگی ارزد به صد هزار درست ۳

زبان مور به آصف دراز گشت و رواست
که خواجه خاتَمِ جم، یاوه کرد و باز نَجُست ۴

دلا طَمَع مَبُر از لطفِ بی‌نهایتِ دوست
چو لافِ عشق زدی، سر بباز، چابک و چُست ۵

به صدق کوش، که خورشید زایَد از نَفَسَت
که از دروغ سیه‌روی گشت صبحِ نخست ۶

شدم ز دست تو شیدای کوه و دشت و هنوز
نمی‌کنی به ترحم، نِطاق سلسله سست ۷

مرنج حافظ و از دلبر‌ان حِفاظ مجوی
گناه باغ چه باشد چو این گیاه نَرُست ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۷ - در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست
گوهر بعدی:غزل ۲۹ - ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.