این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و جذابیت معشوق سخن میگوید. او از زیباییهای ظاهری و باطنی معشوق، مانند موهایش، ابروهایش، و بوی خوشش یاد میکند. همچنین، شاعر از حالات عاشقانه و وجد و حالی که در اثر شنیدن موسیقی و نوشیدن شراب به او دست میدهد، سخن میگوید. در پایان، شاعر اشاره میکند که عشق واقعی نیاز به پاکی و طهارت دارد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات و استعارههای به کار رفته در متن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی برای درک کامل دارند.
غزل ۳۰ - زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست
راه هزار چارهگر از چارسو ببست ۱
تا عاشقان به بوی نسیمش دهند جان
بگشود نافهایّ و دَرِ آرزو ببست ۲
شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو
ابرو نُمود و جلوهگری کرد و رو ببست ۳
ساقی به چند رنگ، می اندر پیاله ریخت
این نقشها نگر که چه خوش در کدو ببست ۴
یا رب چه غمزه کرد صُراحی که خون خُم
با نعرههای قُلقُلش اندر گلو ببست ۵
مطرب چه پرده ساخت که در پردهٔ سماع
بر اهل وجد و حال، درِ هایوهو ببست ۶
حافظ! هر آن که عشق نَورزید و وصل خواست
احرامِ طوفِ کعبهٔ دل، بیوضو ببست ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.