خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از دور شدن معشوقهاش که همیشه در نظرش زیبا و بلندقامت بود، مینالد. چشمان مردم از گریههای پیاپی برای او چنان اشک ریختند که جای اشکها مانند آبله بر پایشان باقی ماند.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
رباعی ۳۷۷ - شوخی که به دیده بود دایم جایش
شوخی که به دیده بود دایم جایش
رفت از نظرم سرو قد رعنایش ۱
گشت از پی او قطره زنان مردم چشم
چندان که زاشک آبله شد بر پایش ۲
رفت از نظرم سرو قد رعنایش ۱
گشت از پی او قطره زنان مردم چشم
چندان که زاشک آبله شد بر پایش ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۳۷۶ - در خانه ی خود نشسته بودم دل ریش
گوهر بعدی:رباعی ۳۷۸ - آتش به دو دست خویش بر خرمن خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.