خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و جستجوی بیفرجام خود میگوید. او شهر به شهر و خانه به خانه به دنبال معشوق گشته اما او را نیافته است. عشق، تقوای عمرش را بر باد داده و جدایی، دلش را چنان تنگ کرده که سینهاش را میشکافد. با وجود رنجش، هرگز از معشوق روی برنتافته است. با این حال، تلاشهایش برای وصال به نتیجه نرسیده است.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای شعری ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۵۷ - شهر به شهر و کو به کو در طلبت شتافتم
شهر به شهر و کو به کو در طلبت شتافتم
خانه به خانه در به در جستمت و نیافتم ۱
آه که تار و پود آن رفت به باد عاشقی
جامه تقویی که من در همه عمر بافتم ۲
بر دل من زبس که جا تنگ شد از جدائیت
بی تو به دست خویشتن سینهٔ خود شکافتم ۳
از تف آتش غمم صدره اگر چه تافتی
آینهسان به هیچ سو رو ز تو برنتافتم ۴
یک ره از او نشد مرا کار دل حزین روا
هاتف اگرچه عمرها در ره او شتافتم ۵
خانه به خانه در به در جستمت و نیافتم ۱
آه که تار و پود آن رفت به باد عاشقی
جامه تقویی که من در همه عمر بافتم ۲
بر دل من زبس که جا تنگ شد از جدائیت
بی تو به دست خویشتن سینهٔ خود شکافتم ۳
از تف آتش غمم صدره اگر چه تافتی
آینهسان به هیچ سو رو ز تو برنتافتم ۴
یک ره از او نشد مرا کار دل حزین روا
هاتف اگرچه عمرها در ره او شتافتم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶ - به حریم خلوت خود شبی چه شود نهفته بخوانیم
گوهر بعدی:غزل ۵۸ - بیمهری اگر چه بیوفا هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.