خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات شاعر درباره عشق، رنجش از جفای معشوق، و ستایش از زیباییهای کلام و جذابیتهای اوست. شاعر از مدعا طلبی به عنوان بیادبی یاد میکند و به حکمتهای کهن مانند جام جم و آب خضر اشاره میکند. همچنین، او از تأثیر جادویی نگاه معشوق و قدرت کلامش سخن میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و اشارات ادبی کلاسیک نیاز به درک ادبی نسبتاً بالایی دارد.
غزل ۲۱ - لبم خموش ز آواز مدعا طلبی است
لبم خموش ز آواز مدعا طلبی است
که مدعا طلبیدن ز یار بیادبی است ۱
حکیم جام جم و آب خضر چون گوید
مراد جام زجاجی و بادهٔ عنبی است ۲
نرنجم ار سخن تلخ گویدم که ز پی
شکرفشان لبش از خندههای زیر لبی است ۳
شب از جفای تو مینالم و چو مینگرم
همان دعای تو با نالههای نیمه شبی است ۴
به یک کرشمهٔ چشم فسونگر تو شود
یکی هلاک یکی زنده این چه بوالعجبی است ۵
برد دل از همه کس نظم او که هاتف را
ملاحت عجمی و فصاحت عربی است ۶
که مدعا طلبیدن ز یار بیادبی است ۱
حکیم جام جم و آب خضر چون گوید
مراد جام زجاجی و بادهٔ عنبی است ۲
نرنجم ار سخن تلخ گویدم که ز پی
شکرفشان لبش از خندههای زیر لبی است ۳
شب از جفای تو مینالم و چو مینگرم
همان دعای تو با نالههای نیمه شبی است ۴
به یک کرشمهٔ چشم فسونگر تو شود
یکی هلاک یکی زنده این چه بوالعجبی است ۵
برد دل از همه کس نظم او که هاتف را
ملاحت عجمی و فصاحت عربی است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰ - حرف غمت از دهان ما جست
گوهر بعدی:غزل ۲۲ - ای باده ز خون من به جامت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.