خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر درد فراق و اندوه ناشی از دوری معشوق است. شاعر توصیف میکند که حتی در لحظه وصال نیز آرامش وجود ندارد، زیرا اندیشه هجران همیشه حاضر است. همچنین، به داستان یعقوب و زلیخا اشاره میکند و نشان میدهد که عشوهگریهای زلیخا نمیتواند حسرت یعقوب را فراموش کند.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و اشاره به داستانهای پیچیده عرفانی و ادبی است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند حسرت و فراق نیاز به درک عاطفی بالاتری دارند.
غزل ۱۲ - روز وصلم به تن آرام نباشد جان را
روز وصلم به تن آرام نباشد جان را
که دمادم کند اندیشه شب هجران را ۱
آه اگر عشوه گریهای زلیخا سازد
غافل از حسرت یعقوب مه کنعان را ۲
که دمادم کند اندیشه شب هجران را ۱
آه اگر عشوه گریهای زلیخا سازد
غافل از حسرت یعقوب مه کنعان را ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱ - به قصد کوی تو بیرحم عاشقان ز وطنها
گوهر بعدی:غزل ۱۳ - مهی کز دوریش در خاک خواهم کرد جا امشب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.