خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند شمع، زلف، ستارهها و مرغ قفس، به بیان احساسات عاشقانه، دردهای روحی و جستجوی معنویت میپردازد. شاعر از عشق، جدایی، رزق و روزی، و هنر شاعری سخن میگوید و در پایان از مولوی برای الهام گرفتن یاد میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد روحی و جستجوی معنویت نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۷۲ - ای شمع طور از آتش حسنت زبانهای
ای شمع طور از آتش حسنت زبانهای
عالم به دور زلف تو زنجیر خانهای ۱
شد سبز و خوشه کرد و به خرمن کشید رخت
زین بیشتر چگونه کند سعی، دانهای؟ ۲
از هر ستاره، چشم بدی در کمین ماست
با صد هزار تیر چه سازد نشانهای؟ ۳
چون باد صبح، رزق من از بوی گل بود
مرغ قفس نیم که بسازم به دانهای ۴
ناف مرا به نغمهٔ عشرت بریدهاند
چون نی نمیزنم نفس بیترانهای ۵
صائب فسردهایم، بیا در میان فکن
از قول مولوی غزل عاشقانهای ۶
عالم به دور زلف تو زنجیر خانهای ۱
شد سبز و خوشه کرد و به خرمن کشید رخت
زین بیشتر چگونه کند سعی، دانهای؟ ۲
از هر ستاره، چشم بدی در کمین ماست
با صد هزار تیر چه سازد نشانهای؟ ۳
چون باد صبح، رزق من از بوی گل بود
مرغ قفس نیم که بسازم به دانهای ۴
ناف مرا به نغمهٔ عشرت بریدهاند
چون نی نمیزنم نفس بیترانهای ۵
صائب فسردهایم، بیا در میان فکن
از قول مولوی غزل عاشقانهای ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۱ - ای جهانی محو رویت، محو سیمای کهای؟
گوهر بعدی:غزل ۱۷۳ - گر درد طلب رهبر این قافله بودی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.