خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر اشتیاق شاعر به معشوق و عشق الهی است. شاعر از سوزش درونی، فداکاری و یادگیری عشق سخن میگوید و با استفاده از استعارههایی مانند شمع، آفتاب و مکتب، عمق احساسات خود را نشان میدهد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی استعارهها نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
غزل
گر ز شمعت چراغی افروزیم
خرمن خویش را بدان سوزیم ۱
در غمت دود از آن به عرش رسد
آتشی کز درون برافروزیم ۲
آفتاب جمال بر ما تاب
زانکه ما بیرخت سیه روزیم ۳
تا ببینیم روی خوبت را
از دو عالم دو دیده بردوزیم ۴
مایهٔ جان و دل براندازیم
به ز عشقت چه مایه اندوزیم؟ ۵
همچون طفلان به مکتب عشقت
ابجد عشق را بیاموزیم ۶
در غم عشق اگر رود سر ما
ای عراقی، بیا، که فیروزیم ۷
خرمن خویش را بدان سوزیم ۱
در غمت دود از آن به عرش رسد
آتشی کز درون برافروزیم ۲
آفتاب جمال بر ما تاب
زانکه ما بیرخت سیه روزیم ۳
تا ببینیم روی خوبت را
از دو عالم دو دیده بردوزیم ۴
مایهٔ جان و دل براندازیم
به ز عشقت چه مایه اندوزیم؟ ۵
همچون طفلان به مکتب عشقت
ابجد عشق را بیاموزیم ۶
در غم عشق اگر رود سر ما
ای عراقی، بیا، که فیروزیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:سر آغاز - ما مقیم آستان توایم
گوهر بعدی:مثنوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.