خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد فراق و عشق ناکام میگوید و بیان میکند که اگر یار را در کنار داشت، دنیا برایش ارزشی داشت. او از نبود آرامش، عشوههای یار و بیتوجهیهایش شکایت میکند و آرزو میکند که ای کاش شرایط به گونهای دیگر بود.
متن حاوی مضامین عاشقانهای است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۷۷ - در جهان گر نه یار داشتمی
در جهان گر نه یار داشتمی
با جهان خود چه کار داشتمی؟ ۱
دست کی شستمی به خون جگر
گر به کف در نگار داشتمی؟ ۲
گر نبردی قرار و آرامم
حالی، آخر قرار داشتمی ۳
ور مرا عشوه کمترک دادی
قول او استوار داشتمی ۴
ور به کارم دمی نظر کردی
به ازین کار و بار داشتمی ۵
دل اگر در میانه گم نشدی
دلبر اندر کنار داشتمی ۶
با سپاه غمت برآمدمی
با خود ار بخت یار داشتمی ۷
با عراقی، اگر دلاورمی
روز و شب کارزار داشتمی ۸
با جهان خود چه کار داشتمی؟ ۱
دست کی شستمی به خون جگر
گر به کف در نگار داشتمی؟ ۲
گر نبردی قرار و آرامم
حالی، آخر قرار داشتمی ۳
ور مرا عشوه کمترک دادی
قول او استوار داشتمی ۴
ور به کارم دمی نظر کردی
به ازین کار و بار داشتمی ۵
دل اگر در میانه گم نشدی
دلبر اندر کنار داشتمی ۶
با سپاه غمت برآمدمی
با خود ار بخت یار داشتمی ۷
با عراقی، اگر دلاورمی
روز و شب کارزار داشتمی ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۶ - گر به رخسار تو، ای دوست، نظر داشتمی
گوهر بعدی:غزل ۲۷۸ - گرنه سودای یار داشتمی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.