خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عراقی، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او از نگاه به چهرهٔ معشوق، بیخبری از او، و آرزوی وصال سخن میگوید. شاعر از درد فراق و بیقراری دلش مینالد و آرزو میکند که ای کاش از بیخبری آگاه بود یا گذری به کوی معشوق داشت. همچنین، او از صبر بیثمر و گریههای بیپایان خود میگوید و آرزو میکند که اگر گوهری جز اشک داشت، آن را بر سر کوی معشوق میپاشید.
این شعر حاوی مضامین عاشقانهٔ عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک کامل آن نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
غزل ۲۷۶ - گر به رخسار تو، ای دوست، نظر داشتمی
گر به رخسار تو، ای دوست، نظر داشتمی
نظر از روی خوشت بهر چه برداشتمی؟ ۱
چون من بیخبر از دوست دهندم خبری
باری، از بیخبری کاش خبر داشتمی؟ ۲
در میان آمدمی چون سر زلفت با تو
از سر زلف تو گر هیچ کمر داشتمی؟ ۳
گر ندادی جگرم وعدهٔ وصلت هر دم
کی دل و دیده پر از خون جگر داشتمی؟ ۴
گفتیم: صبر کن، از صبر برآید کارت
کردمی صبر ز روی تو، اگر داشتمی ۵
خود کجا آمدی اندر نظرم آب روان؟
گر ز خاک در تو کحل بصر داشتمی ۶
دل گم گشتهٔ خود بار دگر یافتمی
بر سر کوی تو گر هیچ گذر داشتمی ۷
گر ز روی و لب تو هیچ نصیبم بودی
بهر بیماری دل گل بشکر داشتمی ۸
کردمی بر سر کویت گهرافشانیها
بجز از اشک اگر هیچ گهر داشتمی ۹
گر عراقی نشدی پردهٔ روی نظرم
به رخ خوب تو هر لحظه نظر داشتمی ۱۰
نظر از روی خوشت بهر چه برداشتمی؟ ۱
چون من بیخبر از دوست دهندم خبری
باری، از بیخبری کاش خبر داشتمی؟ ۲
در میان آمدمی چون سر زلفت با تو
از سر زلف تو گر هیچ کمر داشتمی؟ ۳
گر ندادی جگرم وعدهٔ وصلت هر دم
کی دل و دیده پر از خون جگر داشتمی؟ ۴
گفتیم: صبر کن، از صبر برآید کارت
کردمی صبر ز روی تو، اگر داشتمی ۵
خود کجا آمدی اندر نظرم آب روان؟
گر ز خاک در تو کحل بصر داشتمی ۶
دل گم گشتهٔ خود بار دگر یافتمی
بر سر کوی تو گر هیچ گذر داشتمی ۷
گر ز روی و لب تو هیچ نصیبم بودی
بهر بیماری دل گل بشکر داشتمی ۸
کردمی بر سر کویت گهرافشانیها
بجز از اشک اگر هیچ گهر داشتمی ۹
گر عراقی نشدی پردهٔ روی نظرم
به رخ خوب تو هر لحظه نظر داشتمی ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۵ - الا، قد طال عهدی بالوصال
گوهر بعدی:غزل ۲۷۷ - در جهان گر نه یار داشتمی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.