خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و فراق یار میگوید و بیان میکند که اگر یار را داشت، دیگر ناله و غم نمیداشت. او از روزگار و فراموشی عهد یار شکایت کرده و آرزو میکند که ای کاش یار را در کنار داشت.
متن حاوی مفاهیم عاطفی و عاشقانهای است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند شکایت از روزگار و فراق، ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۲۷۸ - گرنه سودای یار داشتمی
گرنه سودای یار داشتمی
کی چنین ناله زار داشتمی؟ ۱
ورنه غیرت دمم فرو بستی
ناله هر دم هزار داشتمی ۲
بر در دوست گر رهم بودی
روز و شب زینهار داشتمی ۳
ور وصالش بساختی کارم
با فراقش چه کار داشتمی؟ ۴
چه غمم بودی؟ ار درین تیمار
با غمش غمگسار داشتمی ۵
یار در کارم ار نظر کردی
بهترین کار و بار داشتمی ۶
زان فراموش عهد دشنامی
کاشکی یادگار داشتمی ۷
روزگارم شد، ار نه عاقلمی
ماتم روزگار داشتمی ۸
بیرخ یار ناخوش است حیات
چه خوشستی که یار داشتمی! ۹
گر عراقی برون شدی ز میان
دلبر اندر کنار داشتمی ۱۰
کی چنین ناله زار داشتمی؟ ۱
ورنه غیرت دمم فرو بستی
ناله هر دم هزار داشتمی ۲
بر در دوست گر رهم بودی
روز و شب زینهار داشتمی ۳
ور وصالش بساختی کارم
با فراقش چه کار داشتمی؟ ۴
چه غمم بودی؟ ار درین تیمار
با غمش غمگسار داشتمی ۵
یار در کارم ار نظر کردی
بهترین کار و بار داشتمی ۶
زان فراموش عهد دشنامی
کاشکی یادگار داشتمی ۷
روزگارم شد، ار نه عاقلمی
ماتم روزگار داشتمی ۸
بیرخ یار ناخوش است حیات
چه خوشستی که یار داشتمی! ۹
گر عراقی برون شدی ز میان
دلبر اندر کنار داشتمی ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۷ - در جهان گر نه یار داشتمی
گوهر بعدی:غزل ۲۷۹ - ای که از لطف سراسر جانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.