خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، درد فراق، و اشتیاق به وصال معشوق سخن میگوید. او از نالههای دل، سوزش عشق، و امید به دیدار یار میسراید و از خوان غم و رنجهای زندگی شکایت میکند. در پایان، آرزوی نظری از معشوق و رهایی از این دردها را بیان میکند.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و سوزش عشق نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
غزل ۱۹۸ - خیزید، عاشقان، نفسی شور و شر کنیم
خیزید، عاشقان، نفسی شور و شر کنیم
وز های و هو، جهان همه زیر و زبر کنیم ۱
از تاب سینه آتشی اندر جگر زنیم
وز آب دیده سینهٔ تفسیده تر کنیم ۲
در ماتم خودیم، بیا، زار بگرییم
خاکستر جهان همه بر فرق سر کنیم ۳
نعره ز جان زنیم، همه روز تا به شب
ناله ز درد دل همه شب تا سحر کنیم ۴
تا چند چاشت ما همه از خوان غم بود؟
تا کی وجوه شام ز خون جگر کنیم؟ ۵
آهی برآوریم، سحرگه، ز سوز دل
زین بخت خفته را دمی از خواب برکنیم ۶
زاری کنان به درگه دلدار خود رویم
نعرهزنان به پیش سرایش گذر کنیم ۷
باشد که یک نفس نظری سوی ما کند
دزدیده آن نفس به رخ او نظر کنیم ۸
آن لحظه از عراقی، باشد که وارهیم
گر زو رها شویم، سخن مختصر کنیم ۹
وز های و هو، جهان همه زیر و زبر کنیم ۱
از تاب سینه آتشی اندر جگر زنیم
وز آب دیده سینهٔ تفسیده تر کنیم ۲
در ماتم خودیم، بیا، زار بگرییم
خاکستر جهان همه بر فرق سر کنیم ۳
نعره ز جان زنیم، همه روز تا به شب
ناله ز درد دل همه شب تا سحر کنیم ۴
تا چند چاشت ما همه از خوان غم بود؟
تا کی وجوه شام ز خون جگر کنیم؟ ۵
آهی برآوریم، سحرگه، ز سوز دل
زین بخت خفته را دمی از خواب برکنیم ۶
زاری کنان به درگه دلدار خود رویم
نعرهزنان به پیش سرایش گذر کنیم ۷
باشد که یک نفس نظری سوی ما کند
دزدیده آن نفس به رخ او نظر کنیم ۸
آن لحظه از عراقی، باشد که وارهیم
گر زو رها شویم، سخن مختصر کنیم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۷ - ناخورده شراب میخروشیم
گوهر بعدی:غزل ۱۹۹ - خیز، تا قصد کوی یار کنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.