خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از زبان عاشقی بیان میشود که از ستم و بیتوجهی معشوق شکایت دارد. او از بیوفایی و دوری معشوق رنج میبرد و از او میخواهد که این رفتار را ادامه ندهد. شاعر با توصیف زیبایی و جذابیت معشوق، از او میخواهد که به این رابطه بیثبات پایان دهد.
این شعر حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ستم و شکایت نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری برای درک کامل دارند.
غزل ۸۱۲ - بر ما ستم و خواری، ای طرفه پسر تا کی؟
بر ما ستم و خواری، ای طرفه پسر تا کی؟
وندر پی وصلت ما پوینده بسر تا کی؟ ۱
بر ما ستمی کرده، خون دل ما خورده
ما بر ستمت پرده میپوش و مدر، تا کی؟ ۲
امشب تو به زیبایی خود خانه بیارایی
فردا که برون آیی رفتی و دگر تا کی؟ ۳
عنبر به دلاویزی بر دامن مه ریزی
این بوالعجب انگیزی در دور قمر تا کی؟ ۴
ای بنده لبت را من، عاشق طلبت را من
شیرین رطبت را من میبین و مخور تا کی؟ ۵
چون هست شبستانت، پر غلغل مستانت
من بندهٔ دستانت، چون خاک بدر تا کی؟ ۶
پیوسته به صد زاری، چون اوحدی از خواری
شبهای چنین تاری، با آه سحر تا کی؟ ۷
وندر پی وصلت ما پوینده بسر تا کی؟ ۱
بر ما ستمی کرده، خون دل ما خورده
ما بر ستمت پرده میپوش و مدر، تا کی؟ ۲
امشب تو به زیبایی خود خانه بیارایی
فردا که برون آیی رفتی و دگر تا کی؟ ۳
عنبر به دلاویزی بر دامن مه ریزی
این بوالعجب انگیزی در دور قمر تا کی؟ ۴
ای بنده لبت را من، عاشق طلبت را من
شیرین رطبت را من میبین و مخور تا کی؟ ۵
چون هست شبستانت، پر غلغل مستانت
من بندهٔ دستانت، چون خاک بدر تا کی؟ ۶
پیوسته به صد زاری، چون اوحدی از خواری
شبهای چنین تاری، با آه سحر تا کی؟ ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۱۱ - ای ترک حور زاده، ز تندی و کودکی
گوهر بعدی:غزل ۸۱۳ - جانا؛ غم ما نداشتن تا کی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.