خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از زیبایی و جذابیت یک ترک جوان سخن میگوید و احساسات خود را نسبت به او بیان میکند. او از زیباییهای ظاهری و جذابیتهای این فرد سخن میگوید و آرزو میکند که روزگارش خجسته باشد. شاعر همچنین به حسادت دیگران نسبت به این فرد اشاره میکند.
این شعر حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده در شعر ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل داشته باشد.
غزل ۸۱۱ - ای ترک حور زاده، ز تندی و کودکی
ای ترک حور زاده، ز تندی و کودکی
خون دل شکستهٔ ما را چه میمکی؟ ۱
بگشای زلف و غارت دلها ببین، اگر
از بند زلف دلشکن خویش درشکی ۲
مانند گل ز جامه پدیدار میشود
اندام روشن تو ز خوبی و نازکی ۳
هر کس که دید روی ترا نیک روز شد
روزت خجسته باد! که ماهی مبارکی ۴
ترک تو چون کنم؟ که ز ترکی هزار بار
گر تیغ بر سرم شکنی، تاج تارکی ۵
گویی حسود چاره سگالم چها کند؟
گر بشنود دگر که تو با اوحدی یکی ۶
خون دل شکستهٔ ما را چه میمکی؟ ۱
بگشای زلف و غارت دلها ببین، اگر
از بند زلف دلشکن خویش درشکی ۲
مانند گل ز جامه پدیدار میشود
اندام روشن تو ز خوبی و نازکی ۳
هر کس که دید روی ترا نیک روز شد
روزت خجسته باد! که ماهی مبارکی ۴
ترک تو چون کنم؟ که ز ترکی هزار بار
گر تیغ بر سرم شکنی، تاج تارکی ۵
گویی حسود چاره سگالم چها کند؟
گر بشنود دگر که تو با اوحدی یکی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۱۰ - گل بین، گرفته گلشن ازو آب و رونقی
گوهر بعدی:غزل ۸۱۲ - بر ما ستم و خواری، ای طرفه پسر تا کی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.