خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که از درد و رنج انسانها و بیعدالتیهای موجود در زندگی سخن میگوید. شاعر از غم و جفا، نادیده گرفته شدن، و رنجهای بیپایان شکایت میکند و از خداوند میخواهد که به وضعیت آنها توجه کند و رنجهایشان را پایان دهد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق و احساساتی مانند غم، جفا، و بیعدالتی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این مفاهیم نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
غزل ۸۱۳ - جانا؛ غم ما نداشتن تا کی؟
جانا؛ غم ما نداشتن تا کی؟
ما را به جفا گذاشتن تا کی؟ ۱
شاخ طرب از زمین جانها تو
برکندن و غصه کاشتن تا کی؟ ۲
در حسرت خویش گونهای ما
زینگونه به خون نگاشتن تا کی؟ ۳
از لطف بما نگاه کن روزی
راز تو نگاهداشتن تا کی؟ ۴
بر یک دل مستمند سر گردان
صد درد و بلا گماشتن تا کی؟ ۵
در پای ستم چو خاک ره ما را
افگندن و برنداشتن تا کی؟ ۶
بر اوحدی شکسته، چون گردون
گردن ز جفا فراشتن تا کی؟ ۷
ما را به جفا گذاشتن تا کی؟ ۱
شاخ طرب از زمین جانها تو
برکندن و غصه کاشتن تا کی؟ ۲
در حسرت خویش گونهای ما
زینگونه به خون نگاشتن تا کی؟ ۳
از لطف بما نگاه کن روزی
راز تو نگاهداشتن تا کی؟ ۴
بر یک دل مستمند سر گردان
صد درد و بلا گماشتن تا کی؟ ۵
در پای ستم چو خاک ره ما را
افگندن و برنداشتن تا کی؟ ۶
بر اوحدی شکسته، چون گردون
گردن ز جفا فراشتن تا کی؟ ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۱۲ - بر ما ستم و خواری، ای طرفه پسر تا کی؟
گوهر بعدی:غزل ۸۱۴ - با چنان شیوه و شیرینی و دلبندی و شنگی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.