این متن شعری عرفانی است که از مخاطب میخواهد به جای دور شدن از یار (معشوق یا خدا)، به او نزدیک شود و با دیدن زیباییهای درونی و رفتاری او، راه درست را بیابد. شاعر تأکید میکند که برای رسیدن به این هدف، باید از دل و خرد کمک گرفت و از تعلقات دنیوی دوری کرد. همچنین، او از مخاطب میخواهد که به جای توجه به ظواهر، به درون و اسرار وجودی خود و یار بنگرد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند توبهشکنی و دوری از تعلقات دنیوی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار یا نامفهوم باشد.
غزل ۶۵۰ - دور مرو، دور مرو، یار ببین، یار ببین
در نگر از دیدهٔ جان در دل و دیدار ببین ۱
گر ز دل آگاه شدی، همسفر ماه شدی
چون تو درین راه شدی خوبی رفتار ببین ۲
گر سفرت هست هوس، جان و خرد یار تو بس
نصرة ازین هر دو طلب، هجرت انصار ببین ۳
دوست به پرسیدن تو، روی تو در دیدن تو
جنس فروشنده نگر، نقد خریدار ببین ۴
چند برای دل خود؟ چند هوای دل خود؟
چند رضای دل خود؟ مصلحت یار ببین ۵
گردن ناموس بزن، نامهٔ زندیق بدر
خرقهٔ سالوس بکن، بستن زنار ببین ۶
دشمن من شد دل من، توبه شکن شد دل من
گر پس ازینم طلبی، خانهٔ خمار ببین ۷
خرقه که بر دوخته شد، نقد که اندوخته شد
پیش رخش سوخته شد، گرمی بازار ببین ۸
قابل معلوم بهل، پارس مرو، روم بهل
در سرو در دوم نگر: این همه اسرار ببین ۹
اوحدی، از بهر خدا، دور مرو پیش خدا
در خود و او کن نظری، نقطه و پرگار ببین ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.