خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از اوحدی بیانگر احساسات عمیق و درد عشق است. شاعر از دل خود میخواهد که در برابر عشق مقاومت نکند و به جای ناله و شکایت، به عشق خود وفادار بماند. او از دل میخواهد که در برابر عشق و جذبههای آن تسلیم شود و از غم و اندوه دوری کند. همچنین، شاعر به دل هشدار میدهد که مراقب باشد تا در دام عشق گرفتار نشود.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
غزل ۴۵۸ - نازنین، عیب نباشد، که کند ناز ای دل
نازنین، عیب نباشد، که کند ناز ای دل
او همی سوزدت از عشق و تو میساز ای دل ۱
اگرت میل به خورشید رخش خواهد بود
بر حدیث دگران سایه بینداز ای دل ۲
او به آواز تو چون گوش نخواهد کردن
هیچ سودت نکند ناله به آواز ای دل ۳
چونکه پیوسته دل سوخته میخواهد دوست
گر نه قلبی تو، در آتش رو و بگداز ای دل ۴
با درون تو غمش چون سرخویشی دارد
خانه از مردم بیگانه بپرداز ای دل ۵
چشم آن ترک عجب تیر و کمانی دارد!
پیش آن تیر سپر زود بینداز ای دل ۶
باز بر دست همی گیرد و دل میشکرد
گوش میدار که: صیدت نکند باز ای دل ۷
اوحدی، بشنو اگر عافیتی میخواهی
به چنین روی نکو دیده مکن باز ای دل ۸
او همی سوزدت از عشق و تو میساز ای دل ۱
اگرت میل به خورشید رخش خواهد بود
بر حدیث دگران سایه بینداز ای دل ۲
او به آواز تو چون گوش نخواهد کردن
هیچ سودت نکند ناله به آواز ای دل ۳
چونکه پیوسته دل سوخته میخواهد دوست
گر نه قلبی تو، در آتش رو و بگداز ای دل ۴
با درون تو غمش چون سرخویشی دارد
خانه از مردم بیگانه بپرداز ای دل ۵
چشم آن ترک عجب تیر و کمانی دارد!
پیش آن تیر سپر زود بینداز ای دل ۶
باز بر دست همی گیرد و دل میشکرد
گوش میدار که: صیدت نکند باز ای دل ۷
اوحدی، بشنو اگر عافیتی میخواهی
به چنین روی نکو دیده مکن باز ای دل ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۵۷ - ای به خار هجر ما را سفته دل
گوهر بعدی:غزل ۴۵۹ - سودای عشق خوبان از سربدر کن، ای دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.