خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر احساسات شاعر نسبت به رفتار متناقض و ناعادلانهای است که از سوی فردی که قبلاً خوب و نیکو بوده، تجربه میکند. شاعر از تغییر رفتار این فرد از نیکویی به بدخویی و دشمنی شکایت میکند و از این که چرا این فرد دیگر با او سخن نمیگوید و بهانههای مختلف میآورد، اظهار ناراحتی میکند.
این متن حاوی مفاهیم عاطفی و احساسی پیچیدهای است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۲۰ - ای خوبتر ز خوبی نیکوتر از نکویی
ای خوبتر ز خوبی نیکوتر از نکویی
بدخو چرا شدستی آخر مرا نگویی ۱
در نیکویی تمامی در بدخویی بغایت
یارب چه چشم زخمست خوبیت را نکویی ۲
گه دوستی نمایی گه دشمنی فزایی
بیگانه آشنایی بدخوی خوبرویی ۳
گیرم که برگرفتی دست عنایت از من
هر ساعتی بخونم دست جفا چه شویی ۴
جرمم نهی و گویی دارم هزار دیگر
ای زودسیر دیرست تا تو بهانهجویی ۵
بدخو چرا شدستی آخر مرا نگویی ۱
در نیکویی تمامی در بدخویی بغایت
یارب چه چشم زخمست خوبیت را نکویی ۲
گه دوستی نمایی گه دشمنی فزایی
بیگانه آشنایی بدخوی خوبرویی ۳
گیرم که برگرفتی دست عنایت از من
هر ساعتی بخونم دست جفا چه شویی ۴
جرمم نهی و گویی دارم هزار دیگر
ای زودسیر دیرست تا تو بهانهجویی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۹ - ای روی تو آیت نکویی
گوهر بعدی:غزل ۳۲۱ - قرطه بگشای و زمانی بنشین بیش مگوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.