خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر زیبایی و جذابیت معشوق خود را توصیف میکند. او از عشق و فتنههایی که معشوق در دلش ایجاد کرده سخن میگوید و از غم و رنج عشق شکایت میکند. شاعر همچنین از انتظار وصال و سختیهای عشق صحبت میکند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند غم و فراق نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارند تا به درستی درک شوند.
غزل ۳۱۹ - ای روی تو آیت نکویی
ای روی تو آیت نکویی
حسن تو کمال خوبرویی ۱
راتب شده عالم کهن را
هردم ز تو فتنهای به نویی ۲
معروف لبت به تنگباری
چونان که دلت به تنگخویی ۳
بردی دل و در کمین جانی
یارب تو از این همه چه جویی ۴
گویی شب وصل با تو گویم
الحق تو کنی خود آنچه گویی ۵
در کوی غمت به جان رسیدم
گفتم تو کجا و در چه کویی ۶
گفتا بدو روزه غیبت آخر
تا چند ز یک سخن که گویی ۷
من هم به جوار زلف آنم
کز عشوه تو در جوال اویی ۸
حسن تو کمال خوبرویی ۱
راتب شده عالم کهن را
هردم ز تو فتنهای به نویی ۲
معروف لبت به تنگباری
چونان که دلت به تنگخویی ۳
بردی دل و در کمین جانی
یارب تو از این همه چه جویی ۴
گویی شب وصل با تو گویم
الحق تو کنی خود آنچه گویی ۵
در کوی غمت به جان رسیدم
گفتم تو کجا و در چه کویی ۶
گفتا بدو روزه غیبت آخر
تا چند ز یک سخن که گویی ۷
من هم به جوار زلف آنم
کز عشوه تو در جوال اویی ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۸ - خه مرحبا و اهلا آخر تو خود کجایی
گوهر بعدی:غزل ۳۲۰ - ای خوبتر ز خوبی نیکوتر از نکویی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.