خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از زبان عاشقی بیان میشود که از بیتوجهی معشوق خود رنج میبرد. او از رفتارهای معشوق که گاهی آتش به خرمن وجودش میزند و گاهی با نگاههای تیرگونهاش او را میآزارد، شکایت میکند. عاشق در نهایت اظهار میکند که حاضر است بوسهای بر پای معشوق بزند و مدتی آن را بر سر خود بزند.
این شعر حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات و تشبیهات به کار رفته در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه احساسی دارند تا به درستی درک شوند.
غزل ۳۰۵ - گرد ماه از مشک خرمن میزنی
گرد ماه از مشک خرمن میزنی
واتش اندر خرمن من میزنی ۱
پردهٔ شب را بدین دوری چرا
بر فراز روز روشن میزنی ۲
من ز سودای تو بر سر میزنم
تو نشسته فارغ و تن میزنی ۳
ای ببردستی بطراری ز من
من ندانستم که این فن میزنی ۴
آستین بشکردهای بر کشتنم
طبل خود در زیر دامن میزنی ۵
تیر مژگان را بگو آهستهتر
کو نه اندر روی دشمن میزنی ۶
بوسهای من بر کف پایت دهم
مدتی آن بر سر من میزنی ۷
واتش اندر خرمن من میزنی ۱
پردهٔ شب را بدین دوری چرا
بر فراز روز روشن میزنی ۲
من ز سودای تو بر سر میزنم
تو نشسته فارغ و تن میزنی ۳
ای ببردستی بطراری ز من
من ندانستم که این فن میزنی ۴
آستین بشکردهای بر کشتنم
طبل خود در زیر دامن میزنی ۵
تیر مژگان را بگو آهستهتر
کو نه اندر روی دشمن میزنی ۶
بوسهای من بر کف پایت دهم
مدتی آن بر سر من میزنی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۴ - ای غایت عیش این جهانی
گوهر بعدی:غزل ۳۰۶ - دلم بردی و برگشتی زهی دلدار بیمعنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.