خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و علاقهی خود به معشوق سخن میگوید و از دوری و درد فراق شکایت میکند. او از معشوق میخواهد که اگر توانایی دارد، رنج او را کاهش دهد و به او نزدیک شود. شاعر همچنین اظهار میکند که اگر امکان بوسیدن معشوق وجود داشت، کاری بسیار ارزشمند و بزرگ انجام میشد.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از عبارات و مفاهیم شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۳۰۴ - ای غایت عیش این جهانی
ای غایت عیش این جهانی
ای اصل نشاط و شادمانی ۱
گر روح بود لطیف روحی
ور جان باشد عزیز جانی ۲
گفتی که چگونهای تو بیما
دور از تو بتا چنان که دانی ۳
از درد تو سخت ناتوانم
رنجی برگیر اگر توانی ۴
کردیم به پرسشی قناعت
زین بیش همی مکن گرانی ۵
گر دسترسی بدی به بوسی
کاری بودی هزارگانی ۶
ای اصل نشاط و شادمانی ۱
گر روح بود لطیف روحی
ور جان باشد عزیز جانی ۲
گفتی که چگونهای تو بیما
دور از تو بتا چنان که دانی ۳
از درد تو سخت ناتوانم
رنجی برگیر اگر توانی ۴
کردیم به پرسشی قناعت
زین بیش همی مکن گرانی ۵
گر دسترسی بدی به بوسی
کاری بودی هزارگانی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۳ - بنامیزد به چشم من چنانی
گوهر بعدی:غزل ۳۰۵ - گرد ماه از مشک خرمن میزنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.