خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر عاشقانه، زیبایی معشوق را ستایش میکند و بیان میکند که معشوق برای او مانند جان جهان است. او از عشق و وابستگی شدید خود به معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که بدون معشوق، وجودش ناقص است. شاعر همچنین از وفاداری خود به معشوق و ناتوانی در دوری از او سخن میگوید.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل زیباییهای ادبی و معنوی این شعر نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
غزل ۳۰۳ - بنامیزد به چشم من چنانی
بنامیزد به چشم من چنانی
که نیکوتر ز ماه آسمانی ۱
اگر چون دیده ودل بودیم دی
بیا کامروز چون جان جهانی ۲
به یک دل وصلت ارزانم برآمد
چه میگویم به صد جان رایگانی ۳
اگر با من نیی بیتو نیم من
عجب هم در میان هم بر کرانی ۴
خیالت رنجه گردد گه گه آخر
تو نیز این ماهگر خواهی توانی ۵
ترا بر من به دل باشد که یارم
مرا از تو گذر نبود که جانی ۶
من از تو روی برگشتن ندانم
تو گر برگردی از من آن تو دانی ۷
که نیکوتر ز ماه آسمانی ۱
اگر چون دیده ودل بودیم دی
بیا کامروز چون جان جهانی ۲
به یک دل وصلت ارزانم برآمد
چه میگویم به صد جان رایگانی ۳
اگر با من نیی بیتو نیم من
عجب هم در میان هم بر کرانی ۴
خیالت رنجه گردد گه گه آخر
تو نیز این ماهگر خواهی توانی ۵
ترا بر من به دل باشد که یارم
مرا از تو گذر نبود که جانی ۶
من از تو روی برگشتن ندانم
تو گر برگردی از من آن تو دانی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۲ - آگه نهای ز حالم ای جان و زندگانی
گوهر بعدی:غزل ۳۰۴ - ای غایت عیش این جهانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.