خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و علاقهی خود به معشوق سخن میگوید. او از زیبایی و جذابیت معشوق، تأثیر عمیق عشق بر دلش، و نیازش به رحمت و توجه معشوق صحبت میکند.
این متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عمیق ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۲۵۵ - جرم رهی دوستی روی تو
جرم رهی دوستی روی تو
آفت سودای دلش موی تو ۱
دل نفس عشق تو تنها زند
در همه دلها هوس روی تو ۲
ناوک غمزه مزن آندان که او
کشتهٔ هر غمزدهٔ خوی تو ۳
هست بسی یوسف یعقوب رنگ
پیرهنی کوست درو بوی تو ۴
از در خود عاشق خود را مران
رحم کن انگار سگ کوی تو ۵
آفت سودای دلش موی تو ۱
دل نفس عشق تو تنها زند
در همه دلها هوس روی تو ۲
ناوک غمزه مزن آندان که او
کشتهٔ هر غمزدهٔ خوی تو ۳
هست بسی یوسف یعقوب رنگ
پیرهنی کوست درو بوی تو ۴
از در خود عاشق خود را مران
رحم کن انگار سگ کوی تو ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۴ - ای جان من به جان تو کز آرزوی تو
گوهر بعدی:غزل ۲۵۶ - ای مردمان بگویید آرام جان من کو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.