خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از غم و اندوه خود میگوید و از دست دادن عشق و آرامش خود را بیان میکند. او از نبودن محبوبش و رنجی که تحمل میکند، سخن میگوید و از این که دیگران به شادی و آرامش رسیدهاند، اما او همچنان در غم و اندوه به سر میبرد، اظهار تاسف میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
غزل ۲۵۶ - ای مردمان بگویید آرام جان من کو
ای مردمان بگویید آرام جان من کو
راحتفزای هرکس محنترسان من کو ۱
نامش همی نیارم بردن به پیش هرکس
گه گه به ناز گویم سرو روان من کو ۲
در بوستان شادی هرکس به چیدن گل
آن گل که نشکفیدست در بوستان من کو ۳
جانان من سفر کرد با او برفت جانم
باز آمدن از ایشان پیداست آن من کو ۴
هرچند در کمینه نامه همی نیرزم
در نامهٔ بزرگان زو داستان من کو ۵
هرکس به خان و مانی دارند مهربانی
من مهربان ندارم نامهربان من کو ۶
راحتفزای هرکس محنترسان من کو ۱
نامش همی نیارم بردن به پیش هرکس
گه گه به ناز گویم سرو روان من کو ۲
در بوستان شادی هرکس به چیدن گل
آن گل که نشکفیدست در بوستان من کو ۳
جانان من سفر کرد با او برفت جانم
باز آمدن از ایشان پیداست آن من کو ۴
هرچند در کمینه نامه همی نیرزم
در نامهٔ بزرگان زو داستان من کو ۵
هرکس به خان و مانی دارند مهربانی
من مهربان ندارم نامهربان من کو ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۵ - جرم رهی دوستی روی تو
گوهر بعدی:غزل ۲۵۷ - ای برده دل من و جفا کرده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.