خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از مخاطب خود میخواهد که او را در حجرهاش پنهان نکند و جهان را بر دلش زندان نسازد. او از مخاطب میخواهد که سلامهایش را کم نکند و اگر در دلش مسلمانی است، آهنگ خون مسلمانان را نداشته باشد. شاعر همچنین از مخاطب میخواهد که سخنش را از او بازنگیرد و جانش را نگیرد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'آهنگ خون مسلمان مکن' ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد و نیاز به توضیح بیشتر داشته باشد.
غزل ۲۴۵ - ز من حجرهٔ خویش پنهان مکن
ز من حجرهٔ خویش پنهان مکن
جهان بر دل من چو زندان مکن ۱
سلامی که میگفتهای تاکنون
اگر بیشتر نیست کم زان مکن ۲
اگر در دل تو مسلمانی است
پس آهنگ خون مسلمان مکن ۳
سخن بازگیری ز چاکر همی
مکن جان مکن جان مکن جان مکن ۴
جهان بر دل من چو زندان مکن ۱
سلامی که میگفتهای تاکنون
اگر بیشتر نیست کم زان مکن ۲
اگر در دل تو مسلمانی است
پس آهنگ خون مسلمان مکن ۳
سخن بازگیری ز چاکر همی
مکن جان مکن جان مکن جان مکن ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۴ - ای بت یغما دلم یغما مکن
گوهر بعدی:غزل ۲۴۶ - روی خوب خویش را پنهان مکن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.