خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از معشوق خود میخواهد که دلش را نبرد، جانش را شیدا نکند و رازهای پنهانش را آشکار نسازد. او از معشوق میخواهد که با وجود زیباییاش، از کبر و جفا دوری کند و با او به عدالت رفتار نماید. شاعر همچنین از معشوق میخواهد که اگر امروز جانش را میخواهد، فردا با جام می این کار را نکند.
این شعر حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر پیچیده به نظر برسد.
غزل ۲۴۴ - ای بت یغما دلم یغما مکن
ای بت یغما دلم یغما مکن
شادمان جان مرا شیدا مکن ۱
روی خوب از چشم من پیدا مدار
راز پنهان مرا پیدا مکن ۲
ملک زیبایی مسلم شد ترا
شکر آنرا باز نازیبا مکن ۳
در سر کبر و جفا هر ساعتی
با چو من سوداییی صفرا مکن ۴
بدهم ار امروز جان خواهی زمن
چون با جام می فردا مکن ۵
شادمان جان مرا شیدا مکن ۱
روی خوب از چشم من پیدا مدار
راز پنهان مرا پیدا مکن ۲
ملک زیبایی مسلم شد ترا
شکر آنرا باز نازیبا مکن ۳
در سر کبر و جفا هر ساعتی
با چو من سوداییی صفرا مکن ۴
بدهم ار امروز جان خواهی زمن
چون با جام می فردا مکن ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۳ - به عمری آخرم روزی وفا کن
گوهر بعدی:غزل ۲۴۵ - ز من حجرهٔ خویش پنهان مکن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.