خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از شبهای عاشقانه و وصال با معشوق خود سخن میگوید. او از غم هجران و شادیهای شبهای وصل یاد میکند و به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد. شاعر همچنین از تأثیر ستارگان و طالع خود بر زندگی عاشقانهاش سخن میگوید و احساسات خود را در قبال معشوق بیان میکند.
این شعر حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۱۳۹ - دوش تا صبح یار در بر بود
دوش تا صبح یار در بر بود
غم هجران چو حلقه بر در بود ۱
دست من بود و گردنش همه شب
دی همه روز اگرچه بر سر بود ۲
با بر همچو سیم سادهٔ او
کارم از عشق چون زربر بود ۳
گرچه شبهای وصل بود خوشم
شب دوشین ز شکل دیگر بود ۴
یا من از عشق زارتر بودم
یا ز هر شب رخش نکوتر بود ۵
کس نداند که آن چه طالع بود
من ندانم که آن چه اختر بود ۶
از فلک تا که صبح روی نمود
انوری با فلک برابر بود ۷
غم هجران چو حلقه بر در بود ۱
دست من بود و گردنش همه شب
دی همه روز اگرچه بر سر بود ۲
با بر همچو سیم سادهٔ او
کارم از عشق چون زربر بود ۳
گرچه شبهای وصل بود خوشم
شب دوشین ز شکل دیگر بود ۴
یا من از عشق زارتر بودم
یا ز هر شب رخش نکوتر بود ۵
کس نداند که آن چه طالع بود
من ندانم که آن چه اختر بود ۶
از فلک تا که صبح روی نمود
انوری با فلک برابر بود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۸ - آن روزگار کو که مرا یار یار بود
گوهر بعدی:غزل ۱۴۰ - ای دلبر عیار ترا یار توان بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.