خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و علاقه شدید خود به معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که حاضر است برای رسیدن به معشوق، هر رنج و سختی را تحمل کند و حتی با دشمنان معشوق نیز بجنگد. شاعر از درد فراق و آرزوی وصال معشوق میگوید و بیان میکند که حتی در شرایط سخت، یاد معشوق به او نیرو میدهد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و سختی و مقابله با دشمنان نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.
غزل ۱۴۰ - ای دلبر عیار ترا یار توان بود
ای دلبر عیار ترا یار توان بود
غمهای ترا با تو خریدار توان بود ۱
با داغ تو تن در ستم چرخ توان داد
با یاد تو اندر دهن مار توان بود ۲
بر بوی گل وصل تو سالی نه که عمری
از دست گل وصل تو پر خار توان بود ۳
در آرزوی شکر و بادام تو صد سال
بر بستر تیمار تو بیمار توان بود ۴
صد شب به تمنای وصال تو چو نرگس
بینرگس بیمار تو بیدار توان بود ۵
آنجا که مراد تو به جان کرد اشارت
با خصم تو در کشتن خود یار توان بود ۶
غمهای ترا با تو خریدار توان بود ۱
با داغ تو تن در ستم چرخ توان داد
با یاد تو اندر دهن مار توان بود ۲
بر بوی گل وصل تو سالی نه که عمری
از دست گل وصل تو پر خار توان بود ۳
در آرزوی شکر و بادام تو صد سال
بر بستر تیمار تو بیمار توان بود ۴
صد شب به تمنای وصال تو چو نرگس
بینرگس بیمار تو بیدار توان بود ۵
آنجا که مراد تو به جان کرد اشارت
با خصم تو در کشتن خود یار توان بود ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۹ - دوش تا صبح یار در بر بود
گوهر بعدی:غزل ۱۴۱ - آنچه بر من در غم آن نامسلمان میرود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.