خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از دوری معشوق و بیتابی دلش مینالد و بیان میکند که در هر دو عالم، درد و رنج با او همراه است. همچنین، او از فریبندگی و شیرینی عشوههای معشوق سخن میگوید که دل را میرباید.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۶۶ - تا ماهرویم از من رخ در حجیب دارد
تا ماهرویم از من رخ در حجیب دارد
نه دیده خواب یابد نه دل شکیب دارد ۱
هم دست کامرانی دل از عنان گسسته
هم پای زندگانی جان در رکیب دارد ۲
پندار درد گشتم گویی که در دو عالم
هرجا که هست دردی با من حسیب دارد ۳
بفریفت آن شکر لب ما را به عشوه آری
بس عشوههای شیرین کان دلفریب دارد ۴
نه دیده خواب یابد نه دل شکیب دارد ۱
هم دست کامرانی دل از عنان گسسته
هم پای زندگانی جان در رکیب دارد ۲
پندار درد گشتم گویی که در دو عالم
هرجا که هست دردی با من حسیب دارد ۳
بفریفت آن شکر لب ما را به عشوه آری
بس عشوههای شیرین کان دلفریب دارد ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۵ - زلف تو تکیه بر قمر دارد
گوهر بعدی:غزل ۶۷ - مرا تا کی فلک رنجور دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.