این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و از عشق و احساسات شاعر نسبت به او سخن میگوید. شاعر از زلف و لب معشوق به عنوان نمادهای زیبایی و لذت یاد میکند و بیان میکند که عشق به او باعث شده است که شاعر در حالتی از اشک و خشکی لب قرار گیرد. همچنین، شاعر اشاره میکند که معشوق از حال او آگاه است و کسی که زیبایی او را دیده است، دیگر نمیتواند به راحتی بخوابد و غذا بخورد.
این شعر حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.
غزل ۶۵ - زلف تو تکیه بر قمر دارد
لب تو لذت شکر دارد ۱
عشق این هر دو این نگار مرا
با لب خشک و چشم تر دارد ۲
پرس از حال من ز زلف خبر
زانکه از حالم او خبر دارد ۳
آنکه روی تو دید باز از عشق
نه همانا که خواب و خور دارد ۴
خاک پای تو را ز روی شرف
انوری همچو تاج سر دارد ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.