خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این شعر از دیدن معشوقهای زیبا و جذاب سخن میگوید که با زیباییهایش مانند زلفهای سیاه و گونههای سفید و لبهای سرخ، او را مجذوب کرده است. شاعر با طنز و ترس از معشوقه میپرسد که آیا او را کرایه کردهای؟ و معشوقه پاسخ میدهد که این زیباییها برای شاعر انوری است.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و توصیفات زیباییشناختی است که برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و لذتبخش است. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای کودکان کمسنوسال دشوار باشد.
غزل ۷ - از دور بدیدم آن پری را
از دور بدیدم آن پری را
آن رشک بتان آزری را ۱
در مغرب زلف عرض داده
صد قافله ماه و مشتری را ۲
بر گوشهٔ عارض چو کافور
برهم زده زلف عنبری را ۳
جزعش به کرشمه درنوشته
صد تختهٔ تازه کافری را ۴
لعلش به ستیزه در نموده
صد معجزهٔ پیمبری را ۵
تیر مژه بر کمان ابرو
برکرده عتاب و داوری را ۶
بر دامن هجر و وصل بسته
بدبختی و نیکاختری را ۷
ترسان ترسان به طنز گفتم
آن مایهٔ حسن و دلبری را ۸
کز بهر خدای را کرایی؟
گفتا به خدا که انوری را ۹
آن رشک بتان آزری را ۱
در مغرب زلف عرض داده
صد قافله ماه و مشتری را ۲
بر گوشهٔ عارض چو کافور
برهم زده زلف عنبری را ۳
جزعش به کرشمه درنوشته
صد تختهٔ تازه کافری را ۴
لعلش به ستیزه در نموده
صد معجزهٔ پیمبری را ۵
تیر مژه بر کمان ابرو
برکرده عتاب و داوری را ۶
بر دامن هجر و وصل بسته
بدبختی و نیکاختری را ۷
ترسان ترسان به طنز گفتم
آن مایهٔ حسن و دلبری را ۸
کز بهر خدای را کرایی؟
گفتا به خدا که انوری را ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶ - گر باز دگرباره ببینم مگر اورا
گوهر بعدی:غزل ۸ - جانا به جان رسید ز عشق تو کار ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.